مگر چی آزادی؟ آزادییکه از زن یک عروسک تولیدی برای جهان سرمایه داری و تجارت ساخته است یا وسیله ی برای تولید نسل و ادامه بقای بشر یا هم موجود برای هوس رانی و بر آورده کردن خواسته های نفسانی؟ چی آزادی؟
آیا این همان آزادی است که یک زن مشرق زمین می خواهد که به بهای حیا و عفت خود آن را بدست آورد تا از قید کاخ سنت ها رها شود! نه، نه این چیزی نیست که یک زن واقعی بخواهد.
استعمار، امروز زن می سازد که نه آن روشنفکر غرب است و نه هم همان زن سنتی است که مادر مهربان و بزرگ قلب است بلکه فقط یک وسیله برای استعمار و استثمار خود می سازد و چی کسی بهتر از زن برای هدف شان است.
پس زمانیکه یک زن نمی تواند سنتی باشد و نمی تواند مدرنیته باشد پس چگونه باشد که وظایف خویش را در برابر جامعه انجام دهد؟
به زن باید به دیده ی یک انسان نگاه شود و به عنوان یک انسان با او رفتار شود تا جایگاه اصلی خود را دریابد و این امر جز اسلام در جای دیگر ممکن نیست پس زن برای بهتر زیستن ضرورت نیست پشت سنت یا مدرنیته بدود بلکه همین که در چارچوب اسلام بزیستد کافیست.
اسلام الگو ها و نمونه های بسیار والای برای زن در تمام عرصه های زندگی دارد که جهان نظیرش را ندارد، این الگوها نه مثل سنتی ها پرده نشین خانه ها است و نه هم مثل مدرنیزه عریان و لخت در کوچه و بازار ها است، بلکه همان کرامت را به زن داده است که مستحق آن است که از نمونه این زن های الگو خدیجه همسر پیامبر اسلام(ص) و فاطمه زهرا دختر پیامبر اسلام (ص) میباشد که در خانواده و اجتماع به عنوان یک انسان و بشر می زیست و برای بشریت الگو ساخته است و ازین قبیل نمونه های دیگر نیز وجود دارد.
استعمار و استثمار زمانی روی فرد اثر گذار است که ذهن آنها خالی از الگو و افتخار برای زیستن باشد و این درست همان کاریست که استعمار قبل از هر عملی بنام مذهب، نژاد، ملیت، قوم، فرهنگ و زبان انجام می دهد پس اگر هر زن در ذهنش الگو و نمونه داشته باشد حتما برای این بحران فکری هم راه حل پیدا می کند فقط کافیست که منحیث یک انسان آزاد بیندیشد.
نویسنده: شکیلا کجابی
برچسب:
نویسنده: رادین نظری